ِقتل یک قاتل ! پانزده هزار نفر در مراسم حلق آویز کردن یک پسربچه ی 17 ساله شرکتکردند و بعد خوش و خندان به خانه و محل کارشان رفتند . یک پسر بچه از روی زمین بههمت این قاتلان کم شد. پانزده هزار نفر در قتل یک قاتل همدست بودند. پانزده هزارنفر سر کشیدند و از هم پیشی گرفتند تا به چشم خود ببینند که یک پسربچه بر دار میرقصد. و تعداد بیشتری هم که در آنجا حضور نداشتند برای این جنایت هورا کشیدند. اگرقرار بود قاتل داداشی ، سنگسار شود ، پانزده هزار نفر بر پیکر او سنگ می زدند. . اینکه پانزده هزار نفر می توانند صبح از خواب بیدار شوند و مثل شرکت در فستیوال ، بهتماشای مرگ یک انسان بروند ، و بعد هم لقمه های صبحانه شان را بزرگتر گاز بزنند. برملتی که تفریحش بردار شدن یک کودک است باید گریست ... در کشورهای متمدن هم قتلاتفاق می افتد ، و قاتل مجازات می شود. به زندان سپرده می شود. اگر بیمار باشد بهدارالمجانین برده می شود. از جامعه جدا می شود تا دوباره به جامعه آسیبی نزند. امادر کشور ما از مراسم قتل ِ یک قاتل یک فستیوال می سازند که مردم با هیجان در آنشرکت کنند. و برای یک قتل دیگر هورا بکشند . مخالفت با اعدام ، طرفداری از جرم وجنایت نیست. مخالفت با جنایتی دیگر در لوای قانون است. ما مخالفین اعدام ، آزادیمجرمین و " راست راست گشتن " آنها در خیابانها را تقاضا نمی کنیم. ما خواستارمجازات مجرم در چهارچوب حقوق بشر و کنوانسیون های حقوق کودک و حقوق بشر هستیم. قاتلامروز یک نوجوان 17 ساله بود ، یک کودک. و هیچ انسانی که انسانیت خود را نباختهباشد از چنین چیزی نمیتواند خشنود باشد . پانزده هزار نفر با خونسردی هر چه تمامترجان کندن یک پسربچه را تماشا کردند و نفس راحتی کشیدند و گفتند حق اش بودند. بعضیها به همدیگر تبریک گفتند که خون ورزشکار عزیزشان به هدر نرفته . اما متوجه نشدندآنچه به هدر رفته انسانیت خودشان بود. مجازاتی که برای یک بچه ی 17 ساله در تمامکشورهای متمدن دنیا برای قتل غیر عمد اجرا می شود ، زندگی در دارالتادیب و ملاقاتبا روانشناس به طور روزانه تا بتواند به زندگی عادی برگردد و خشم خود را کنترل کنداست . باضافه ی پرداخت غرامت به خانواده ی مقتول بابت زجری که بر ایشان تحمیل کرده، به این شکل که باید کار کند و مبلغ مورد نظر را پرداخت کند. این مجازات در کشوریمتمدن و مترقی است. در ایران اما این بچه را به دار می کشند و پانزده هزار نفرروانی به تماشایش می نشینند و تعداد دیگری روانی هم برای این کار هورا می کشند. درخبرها نوشتند : "ماموران نیروی انتظامی بارها از طریق بلندگو از مردم میخواستند کهنظم را رعایت کنند. آنها تاکید داشتند که در صورت بینظمی اجرای این مراسم به تعویقخواهد افتاد." یعنی به این راحتی میشد این عمل وحشیانه را عقب انداخت ، اما اینپانزده هزار نفر نه برای توقف این جنایت بلکه برای تماشای این جنایت به محل رفتهبودند ، و سکوت را رعایت کردند ، منظم شدند ، تا پسر بچه ای به دار سپرده شود ... تا آنها بتوانند لقمه های بزرگتری بردارند و بعدها برای بچه ها و نوه هایشان تعریفکنند که چه دیدند.... آدمی که برای اعدامیک کودک 17 ساله هورا می کشد هیچ مشکلی با جمهوری اسلامی ندارد ، دروغ میگوید اگرمیگوید که مخالف جمهوری اسلامی است. . در این امر تردیدی ندارم. ..